Real Estate News

یک خاطره خرید خانه در تورونتو

 

(یک خاطره خرید خانه در تورونتو)

در یکی از روزهای  نسبتا سرد زمستانی در تورونتو وقتی داشتم تابلوهای "اپن هاوس" را جمع  می کردم دیدمش، جلوآمد و سلام کرد و با هم خوش و بشی کردیم،  مردی سیاه چهره با اندامی استخوانی با لبخندی بر لب.  باهم  دست و پا شکسته انگلیسی صحبت کردیم ، پرسید چکار می کنید، توضیح دادم که اینها اقداماتی برای  فروش خانه است و اپن هاوس یک نمایشگاه محسوب می شود و  بعد از تجهیز و آماده سازی خانه ما برای مدت محدود آن را در به نمایش انظار عمومی و خریداران می رسانیم بعد خریداران می آیند و بازدید می کنند....برایش جالب بود ، چند دقیقه ای با هم صحبت کردیم، اهل آسیای جنوب شرقی بود وقتی از من جدا شد گفت امید می شود که ما هم یک روزی صاحبخانه شویم؟ من که از لحن و برخوردش خوشم آمده بود گفتم البته که می توانید گفت آخه چطوری ما که شغل درست حسابی نداریم، پیش پرداخت هم نداریم ، کمی راهنمایی کردم و بنا شد همدیگر را در یک وقت دیگر ببینیم.

فردای آن روز ماجرا را برای یکی از دوستانم تعریف کردم ، گفتم من با یک نفر آشنا شدم و این ویژگی ها را داشت و می خواهم کمکش کنم خرید نماید . دوستم که تجربه بیشتری با افراد ملیت های مختلف داشت به من گفت امید،  فقط اگر وضعیت کردیت، پیش پرداخت و شغلشان خوب هست اقدام کن ، گفتم اگر همه آنها را داشت که دیگه به ما احتیاج نداشت، دوستم گفت آخه اینها لازمه وام هست و اضافه کرد خیلی اطمینان نداشته باش به حرفهای آنان،.

خلاصه بعد از چند روز ما قرار ملاقاتی گذاشتیم و یک نفر هم معرفی کردیم تا کارهای مورگیج ایشان را انجام دهد، بررسی کردند، با توجه به شرایط کاری، و پیش پرداخت کم  امکانش نبود، ولی من واقعا مصمم بودم به هر نحوی شده به آنها کمک کنم بویژه وقتی متوجه شدم آنها  دو تا فرزند دارند و بچه های درس خوان و خوب و  والدین هم  زحمتکش  هستند. چند سالی بود که از سریلانکا برای یک زندگی بهتر به کانادا مهاجرت کرده بودند. با هم نشستیم و به این نتیجه رسیدیم که با برنامه ریزی چند ماهه آنها اقدام به حمع آوری منابع نمایند و تا حد امکان پس انداز کنند و از طرفی ما هم دنبال افراد متخصص برای اخذ وام باشیم، و پیدا کردن خانه مورد علاقه و متناسب با بودجه آنها هم وظیفه من بود.

چند ماه گذشت یک روز به من زنگ زد که ما آماده هستیم برای بازدید خانه، همزمان دوست خوب دیگری را برای مورگیج هماهنگ کردیم، ایشان هم سنگ تمام گذاشت و علایرغم دشواری شرایط،مصوبه وام را دریافت نمود . از طرفی من هم  تمام تلاشم را کردم تا خانه مورد علاقه ایشان را پیداکنیم، خانه های زیادی را نشان دادیم،  بازار داغ بود، برای یک مورد پیشنهاد خرید دادیم از قضا 7 نفر برای خانه  آفر(پیشنهاد) دادند و خانه مالتی پل آفر(چند پیشنهادی) شد سرانجام  ما برنده معامله شدیم و خانه را خریدیم ، درست چند روز بعد خانه مشابه با 30هزار دلار بیشتر معامله شد .  این خانواده  چقدر خوشحال بودند از خرید خانه و من بیشتر از آنها خوشحال بودم که بالاخره توانستیم یک خانواده را صاحب خانه کنیم . وقتی که کلید خانه را گرفت، اشک در چشمانش حلقه زده بود، و به من گفت امید دیدی یک کلام صبحگاهی شما ما را صاحب خانه کرد . من هم ازایشان تشکر کردم و  برایشان آرزوی خوشحالی و آرامش کردم. یک ماهی نگذاشته بود که یکی از دوستانش برای خرید خانه تماس گرفت ...

 

امید مصطفوی، مشاور و کارشناس ارشد املاک  تورونتو کانادا ،  


Share this News

Share